تبلیغات در اینترنتclose
روزگاره بدون شرح

درحال بارگذاری ....
سایت عاشقانه رویای خیس
موضوعات مهم در یک نگاه
جدیدترین مطالب سایت
قوانین کلی انجمن
موقعیت های مکانی شما : صفحه اصلي / رمان / روزگاره بدون شرح
نویسنده روزگاره بدون شرح

135 بازدید

آفلاین

اطــــلاعــات کــاربــر
ارسال ها : 1
تاریخ عضویت : 4 /3 /1395
لایک شده : 3
مـشـاهـده پـروفـایـل مـن

به نام خدایی که در این نزدیکی است

خلاصه و چکیده



غنچه خندید ولی باغ به این خنده گریست
غنچه ان روز ندانست که این گریه ز چیست
باغ پر گل شد و هر غنچه به گل شد تبدیل
گریه باغ فزون تر شد و چون ابر گریست
باغبان امد و یک یک همه گل ها را چید
باغ عریان شد و دیدند که از گل خالیست
باغ پرسید چه سودی بری از چیدن گل
گفت پژمردگی اش را نتوانم نگریست
همه محکوم به مرگند چه انسان چه گیاه
این چنین است همه کار جهان تا باقیست
گریه باغ از این بود که اون می دانست
غنچه گر گل بشود هستی او گردد نیست
رسم تقدیر چنین است و چنین خواهد بود
میرود عمر ولی خنده به لب باید زیست

ساحل یه دختره از جنس من وتو ، تو همین دنیای بی رحم و خشن
هیراد یه پسر از جنس پسرای دیگه ،اتفاقا اونم تو این دنیای نامرده
ساحل سرد شده بیخیاله زندگیش شده یه جورایی میگه هر چی بادا باد
ولی هیراد زندگیشو دوست داره و راحت به کارهاش میرسه
ولی با یه تغییر
یه تغییر بزرگ
ساحل گرم میشه و به خاطر خانوادش و جامعش خیلی کارها انجام میده
کارهایی که بدون اینکه بفهمه با اونا هیراد رو عذاب میده
ولی اینا با هم باید تلاش کنن و اگه تک باشن زحمتاشون بی فایدس

تاپیک های مرتبط
موضوع
[Post_Title]
سه شنبه 04 خرداد 1395 - 11:17

لایک شده از این مطلب : 3 کاربر saly | Javad | 021 |



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


تمامی حقوق مادی و معنوی برای رویای خیس محفوظ است و هر گونه کپی برداری از آن خلاف قوانین می باشد.

کدنویسی و طراحی : هایپر تمپ